در جست و جوی حقیقت

صفحه ی شخصی حسین حق پناه

در جست و جوی حقیقت

صفحه ی شخصی حسین حق پناه

در جست و جوی حقیقت

"نیچه خطاب به فیلسوفان می گوید:
«خانه هایتان را در دامنه های کوه آتشفشان بنا کنید»
و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقت اند مخاطب این سخن می یابم.
«گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می اندیشند
و اگر نه،
مرگ یک بار،
زاری هم یک بار..."

پربیننده ترین مطالب

بدون حس مکان

حسین حق‌پناه | شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۱۶ ق.ظ

تاملی در  ویژگی «بی مکانی» فضای مجازی

شاید پروفسور جاشوا میرویتز اولین کسی نباشد که به تحول مفهوم مکان در جهان امروز و ارتباطات اجتماعی توجه کرده باشد و البته تنها دانشمندی هم نیست که به این مسئله پرداخته و کنار خود نظریه پردازانی همچون دریفوس، هاگستراند و یا گیدنز با مفهوم ازجاکندگی زمان و مکان را می بیند. اما نام وی به دلیل توجه به اثرات رسانه های جمعی بر رفتار اجتماعی و  انتشار کتاب «بدون حس مکان» در سال 1985 برجسته شده است.

این استاد ارتباطات دانشگاه نیوهمپشر، سی سال پیش - یعنی زمانی که هنوز از اینترنت به معنای امروزی آن خبری نبود ضمن مطالعه و  تحلیل رسانه های الکترونیکی به خصوص تلویزیون به موقعیت های جدیدی پرداخت که این رسانه ها برای تولید معنا و هویت یابی در اختیار افراد قرار می دهند. میروویتز معتقد است که رسانه های الکترونیکی، جایگزین احساس ما از موقعیت جغرافیایی زندگی اجتماعی شده اند. این رخداد به این معناست که ما در فضایی مجازی به بزرگی جهان زندگی می کنیم که در آن، صورت های نوینی از همذات پنداری شکل گرفته اند. کانون بحث وی این است که رسانه های الکترونیکی مرزهای سنتی میان مکان جغرافیایی و هویت اجتماعی را درهم شکسته اند.

با ظهور اینترنت اگر چه ایده ی میروویتز در مورد «بی مکانی» تا حد زیادی به واقعیت پیوسته بود و از اهمیت «همجواری» فیزیکی برای برقراری ارتباطات اجتماعی کاسته شده بود و هر کس از هر جایی می توانست به شبکه جهانی اطلاعات وصل شود اما محدودیت تکنولوژیک به قوت خود باقی بود و لازم بود حتما در مکانی که یک رایانه ی رومیزی و خط تلفن قرار دارد از طریق مودم به اینترنت وصل شویم. ظهور و گسترش ابزارهای تحرک پذیر (موبایلیزه) این مسئله را تا حد زیادی برطرف کرده و هم اکنون اطلاعات توسط هر کسی، در هرجا و به همه جا مخابره می شود.

میروویتز در کتابِ بدون حس مکان اشاره می کند که تکامل رسانه ها از اهمیت حضور فیزیکی در تجربه ی مردم و رویدادها کاسته است. اکنون اهمیت مکان های فیزیکی کمتر شده است، زیرا اطلاعات می تواند از دیوارها نفوذ کند و مسافت های طولانی را درنورد. در نتیجه، «کجا» بودنِ ما نقش بسیار اندکی در دانستن و تجربه کردنِ ما دارد. رسانه های الکترونیکی، معنای زمان و مکان را برای تعامل اجتماعی تغییر داده اند. بی مکانی،«جهان بی فاصله» ای را به وجود آورده که مخاطب  برای رسیدن به هر محتوا و هر شخصی نیازی به پیمودن مسیر طولانی ندارد و از هر کجا می تواند به کسب اطلاعات و تجربه های جدید نائل شود.

برای مثال تا پیش از این نوجوانی برای دسترسی به یک کتاب داستان باید تا کتابخانه ی محل می رفت و اگر کتاب مرجع یا تخصصی می خواست باید مسافت بیشتری تا مکان دورتری طی می کرد. هر چه خواسته بزرگتر، مکان دورتر! همین مثال را می توانید در وجه منفی آن نیز به کار بگیرید: مثلا اگر می خواست به یک ماده ی مخدر یا محتوای مستهجن دسترسی پیدا کند چه مسافتی را باید می پیمود و خلاصه هر چه خلاف سنگین تر، راه دورتر! حالا به لطف شبکه ی جهانی اطلاعات و رسانه های اجتماعی مجازی، دور و نزدیک معنی خود را از دست داده است. همه چیز با چند کلیک قابل دسترسی است. چه دائره المعارف عظیم بریتانیکا باشد و چه بزرگترین مرجع ویدئویی پورنوگرافی کودکان!

تحول در جغرافیای مکانی ارتباط،  گاه منجر به اختلال در فرایندهای ارتباط حضوری می شود که مثال واضح آن را می توان در جمع های دوستانه و خانوادگی مثل عید دیدنی ها و میهمانی ها دید. جایی که افراد در میان جمع هستند اما دلشان جای دیگری در ارتباطات مجازی  تلگرام و اینستاگرام و... است و همین مساله باعث دلخوری کسانی می شود که در آن مکان، فضای مجازی را مخل گفتگو  و ارتباط حضوری می دانند.

بی مکانی، چالش های جدیدی  را نیز در مساله ی حریم خصوصی و خلوت به وجود آورده است. میروویتز با اشاره به تقسیم بندی رفتار روی صحنه و پشت صحنه توسط گافمن، بر این باور است که رسانه های الکترونیکی، رفتار پشت صحنه را به نوعی کنترل می کنند. «اگرچه افراد جاه طلب یا بلند پرواز اجتماعی، در روی صحنه ی رسانه ها و پشت صحنه، رفتار متفاوتی می کنند، اما آن هایی که در روی صحنه یا جلوی چشم مخاطبان رسانه های الکترونیکی عمل می کنند، پی می برند که حفظ موقعیت در روی صحنه و تفکیک آن از پشت صحنه، غیرممکن است. گریز و در امان بودن از مراقبت و نظارت که به شکل میکروفون ها و دوربین های تلویزیونی ظاهر می شود، به آسانی میسر نیست.

 بی مکانی، بیش از هر زمان دیگری ما را «دسترس پذیر» ساخته است و افراد و شرکت های تبلیغی و رسانه ای می توانند به طرز بی سابقه ای  به ما دسترسی پیدا کنند. چه وسط یک مهمانی خانوادگی باشیم چه در سفر، چه در محل کار و ... . پیام های تبلیغی ناخواسته، درخواست های دوستی و مکالمه، کامنت های ناشناس  و  چیزهایی از این قبیل در هرجا و هر زمان ارائه می شود و  ما نیز غافل از اینکه این دسترس پذیری انتخابی است و همان قدر که می توانیم در دسترس باشیم، می توانیم در دسترس نباشیم!

ظهور اینترنت اشیاء و اتصال یخچال ها، وسایل نقلیه، پوشاک و ... به اینترنت، آخرین مرحله از تحولاتی است که بر مبنای بی مکانی ارتباطات نوین بنا شده و آن را به نهایت حد خود می رساند. پروژه ی تبلیغات گوگل در دستگاه های خانگی، اجاره ی پیراهن های هوشمند توسط شرکت های تجاری و کمپین های سیاسی و نمونه هایی از این دست نشان می دهد در آینده چگونه حریم خصوصی از بین می رود و فضاهای شخصی ما عرصه ی پیام های رسانه ای و تبلیغات می شود. شاید در آینده ی نزدیک انسان که خود را در جهانی می بیند که مرزهای جغرافیایی انکار شده و مکان ثابتی برای ارتباط و کسب اطلاعات وجود ندارد باید به دنبال جایی برای حفظ خلوت و حریم شخصی خود باشد. جایی برای زندگی!

  • ۹۵/۰۱/۰۷
  • حسین حق‌پناه

ارکان اربعه دنیای سایبر

فضای مجازی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی